نامدگان

بررسی نشانه های نقوش برجسته...(بخش6)
نویسنده : محمد دبستانی - ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

 دین و اسطوره ی  

تعریف دین

 دین[1] به چه اموری می پردازد، دنیوی یا اُخروی؟ آیا دین برنامه ی زندگی است؟ آیا دین، تنها نحوه ی اداره ی کارهای این جهان را به بشر می آموزد؟ منشاء دین چیست؟ تعریف دین از دیدگاه دانشمندان غربی و اسلامی چه تفاوتی دارد؟ دین در ایران باستان چه نقشی داشته است؟ پاسخ به پرسش های مطرح شده نیازمند وجود تعریف مشخصی از مفهوم دین است. دین واژه ای عربی که در فرهنگ لغات معاجم[2] معانی بسیاری برای آن ذکر شده است، مانند: ملک و پادشاهی، طاعت، قهر و سلطه، پاداش و جزاء، اکراه و احسان، عادت و روش، ریاست وفرمانبرداری. همچنین در دانش نامه ی آزاد ویکی پدیا[3] آمده است:« واژه ی دین از    واژه ی اوستایی[4] "دَئِنا" ریشه می‌گیرد. خود واژه ی دئنا به ریشه ی کارواژه ی "دا" به معنی اندیشیدن و شناختن میرسد. در اوستا واژه دئنا به معنی دین و نیز نیروی ایزدی بازشناسی نیک از بد گزارش شده است. در زبان اوستایی و نیز پارسی میانه به ترکیب های گوناگونی از این واژه بر می خوریم مانند: دین آگاهی، دین بُرداری، دینکرد، دین یشت و جز اینها.»

 در میان تعاریف متعددی که برای دین وجود دارد، تعریف جامعه شناسان و علمای دین از اعتبار بیشتری برخورداراست. در تعریف مشترکی که تقریباً همه ی علمای ادیان گوناگون از دین ارائه می کنند، دین مجموعه ای است که از سوی خالق انسان برای هدایت او ارائه و بیان می شود. دانشمند بزرگ اسلامی "علامه طباطبایی"، دین را این گونه تعریف میکند:«دین، عقاید و یک سلسله دستور های عملی و اخلاقی است که پیامبران از طرف خداوند برای راهنمایی و هدایت بشر آورده اند.»[5] اما تعریف جامعه شناسان با توجه به فراگیر بودن آن در مورد کلیه ی ادیان آسمانی و غیر آسمانی اهمیت بیشتری دارد. در کتاب "جامعه شناسی دین" اثر "یوآخیم باخ"، نویسنده با مطالعه ی روابط متقابل دین و جامعه، تعریف جامعی از دین ارائه می کند: «عملی ترین تعریفی که هنوز هم مفید ومختصر به نظر می رسد، این است که دین تجربه ی امری قدسی[6] است. این مفهوم بر خصلت عینی- تجربی دین تأکید دارد که در مقابل نظریه های روان شناختی، دارای ماهیت صرفاً ذهنی است.»[7] بنا بر این تعریف، دین تجربه ای صرفاً بشری نیست که با گسترش علم از کارکرد خود بیفتد. لذا همیشه می توان از آن کارکرد اجتماعی انتظار داشت، هرچند کمتر به نقش اجتماعی دین در مقاطع مختلف تاریخی توجه شده است.

      با توجه به نقاط مشترک همه ی ادیان، تعریف دین چیست؟ می توان دین را باوری دانست به موضوعات فرا طبیعی، می توان آن را تلاشی دانست برای رسیدن به پاسخ هایی پیرامون پرسش حقیقت هستی. پس ادیان به دنبال پاسخ گویی به پرسش های ذهن بشر بوده اند، پرسش هایی پیرامون پیچیده ترین مسائل هستی که تنها اعتقاد به ماوراءالطبیعه می توانسته پاسخ گوی آنها باشد. هر چند عده ای اعتقاد به ماوراءالطبیعه را با پدیده ی جادو یکی دانسته اند ولی تفاوت بسیاری میان آن دو است که "جیمز فریزر"[8] به خوبی آن را توضیح می دهد :« انسان ابتدائی بیش از همه کوشید تا جریان طبیعت را به سود خویش در اختیار گیرد و از طریق برگزاری آئین ها و به کار بردن افسون و طلسمات، سعی در برآورده ساختن مستقیم این خواست و به فرمان درآوردن ابرو باد و مه و خورشید و فلک و جانور و گیاه داشت. زمان زیادی بر این عصر بگذشت تا انسان ابتدائی با باز شناختن محدودیت امکانات اعمال جادوئی خود، به اَبَر گَران(نیرو های مسلّط بر بشر) روی آورد، یعنی به خدایان، روان های نیاگان و دیوان...»[9]



.


 
 
 







Powered by WebGozar