نامدگان

بررسی نشانه های نقوش برجسته...(بخش10)
نویسنده : محمد دبستانی - ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

تعریف اسطوره

      بارها پرسیده ایم آیا اسطوره[1] حقیقت دارد؟ در روزگار کهن، انسان اسطوره گرا در پی یافتن کدام حقیقت بود؟ آیا اسطوره تنها تلاش انسان برای دریافتن حقیقت عالم بود؟ آیا می توان گفت که اساطیرداستان هایی توجیهی برای پاسخ به پرسش های بشر پیرامون حقیقت بودند؟

      اسطوره در زبان فارسی وام واژه ای است برگرفته از زبان عربی و به معنای روایت و حدیث بی اصل. «اصل این واژه ی یونانی "historia" به معنای استفسار، تحقیق، اطلاع، شرح و تاریخ است...در زبان های اروپایی، واژه ی  "myth"و "mythe"درزبان آلمانی، از نظر محتوی معنائی، برابر واژه ی اسطوره و حالت جمع آن برابر واژه ی اساطیر در زبان پارسی است...واژه ی myth از اصلmuthos ، به معنای سخن و افسانه، گرفته شده است...»[2] برای واژه ی اسطوره در فرهنگ وبستر چنین آمده است:« اسطوره روایتی است از وقایع تاریخی مشهور که دیدگاه جهانی یک ملت را نشان می دهد و یا به توضیح و تفسیر عمل، عقیده یا یک پدیده بپردازد.»[3]

      در این تعاریف اسطوره به عنوان راوی تاریخ معرفی شده است، همان طور که "میرچاد الیاده" اسطوره راوی تاریخی مقدّس است که واقعه ای ازلی را بیان می کند: « اسطوره همواره نقلی از آفرینش است؛ و از آن سخن می گوید که چگونه امری کمال پذیرفته به بودن آغاز کرد. بدین سبب است که اسطوره با هستی شناسی پیوند دارد و تنها از حقایق سخن می گوید.»[4] در این روایت های تاریخی آدمی تلاش می کند تا با یاری اسطوره به پرسش های بنیادی خویش درباره ی جهان انسان پاسخی بدهد. "مهرداد بهار" با ارائه ی تعریف نسبتاً جامعی به جنبه ی دیگری از اسطوره که وجود باورها و اعتقادات مقدّس یک قوم است، اشاره می کند: « اسطوره اصطلاحی کلّی است و در برگیرنده ی باورهای مقدس انسان در مرحله ی خاصی از تطّورات اجتماعی که در عصر جوامع به اصطلاح ابتدائی شکل می گیرد و باورداشت مقدّس همگان می گردد...اسطوره روایتی است مقدّس درباره ی خدایان، موجوداتی فوق بشری و وقایع شگفت آوری که در زمان های آغازین با کیفیاتی متفاوت با کیفیات زمان عادی ما، رُخ داده و به خلق جهان و اداره ی آن   انجامیده است...»[5]

      نقطه ی مشترک همه ی تعاریف ذکر شده این است که اسطوره راوی داستانی است برای پاسخ گویی به پرسش های بشر. اساطیر در طی زمان به عنوان تنها پاسخ مقبول به چنان تقدّسی دست یافتند که به       باوری کهن برای همه ی مردمان تبدیل شده اند و حتی در بعضی از مواقع به عنوان جزئی از تاریخ پنداشته شده اند. می توان گفت که اساطیر در نقش توجیهات منطقی برای کنش ها و روابط اجتماعی در جامعه، به ارائه ی الگوهایی به بشر می پرداخته اند.



.


 
 
 







Powered by WebGozar