نامدگان

بررسی نشانه های نقوش برجسته...(بخش2)
نویسنده : محمد دبستانی - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

برای زیستن در حال و رسیدن به آینده بایستی که ریشه ها را قوی کرد و پیش از هر چیز باید به آن پرداخت تا بروید و در گستره ی زمان جاری شود. در مبحث هنر ایران باستان که سرشار از نماد و کنایه است به خوبی می توان تأثیر مهارت فنی هنرمند به همراه اعتقادات ژرف او را درک کرد. اعتقاداتی که مفاهیم ارزشمندی را در هنر ایران جای داده است. با تکیه بر این باور که هیچ هنری پدید نیامده مگر اینکه پشتوانه ای اعتقادی داشته باشد و جلوه های فراطبیعی را به بییننده ی خود نشان دهد، بر آن شدم تا برای رسیدن به منشاء مفاهیم ناب هنری ایران باستان، ریشه های نمادین و اعتقادی نقوش برجسته ی تخت جمشید را به عنوان اثری هنری که زاییده ی آن عصر است را بررسی کنم.

         در رابطه ی با معانی نقوش برجسته ی به کار رفته درتخت جمشید، نظریات و تفاسیر" لرنر" و       " تیلیا" در کتاب راهنمای مستند تخت جمشید بیان شده است. در مواردی این افراد درتفسیر خود  با توجه به عدم شناخت عمیق از فرهنگ ایران باستان، دچار اشتباه شده اند که نویسنده، "شاپور شهبازی"، خود به ارائه تفاسیری در مورد این نقوش پرداخته است که در این پژوهش از آن استفاده شده است. لازم به ذکر است که  تأثیر نظرات علمی و معتبر "مهرداد بهار" در مورد اساطیر ایران باستان بر این نوشتار غیر قابل انکار است.

          شرح و تفسیر ریشه ی مفاهیم آثار هنرایران باستان از جمله نقوش برجسته ی تخت جمشید و درک جایگاه آن در معماری بنا را می توان بخش پر اهمیتی از مبانی نظری معماری عصر هخامنشیان دانست، به طوری که شناخت معانی نقوش این بنا می تواند چگونگی تداوم برخی از ویژگی های معماری هخامنشی را در بناهای دیگر این دوره توضیح دهد. مجموعه پیش رو حاصل تحقیقی است که حوزه های تاریخ ایران-باستان، دین شناسی، زبان شناسی و اسطوره شناسی را به طور جداگانه موضوع مطالعه قرار داده تا به الگویی برای تأمل، شرح و تفسیر نقوش برجسته همچون یک پدیده ی زبانی برسد.

         مع هذا در این پژوهش  نقوش برجسته ی همه ی بناهای دوره ی هخامنشی بررسی نشده اند، بلکه به دلیل آشنایی قبلی نگارنده، تنها به بررسی نقوش تخت جمشید پرداخته  شده است. رسیدن به مبانی ای که بتوان آن را در همه ی نقوش بناهای دوره ی هخامنشیان تعمیم داد، نیازمند شناخت و تحلیل جامع دیگر بناهای آن دوره می باشد که با توجه به محدودیت زمانی این امر میسر نشد.

          این نوشتار علاوه بر این مقدمه واجد چهار فصل و یک نتیجه گیری است؛ که فصل اول آن تحت عنوان "جامعه ی هخامنشیان"، به شناخت ارکان اجتماع هخامنشیان در سه حوزه ی حکومت، فرهنگ و دین می پردازد. ما حصل فصل مذکور، بیان آنچه که بر زبان، هنر، آیین و سازمان اجتماعی هخامنشیان تأثیر   می گذارد، است. فصل دوم با نام "دین و اسطوره ی ایران باستان"، نحوه ی پیدایش و کارکرد ادیان و اساطیر، به خصوص اساطیر ایران باستان باز گفته می شود. به این ترتیب در پایان این فصل این حقیقت آشکار می شود که چگونه اعتقاد به نیروهای فرا طبیعی اساس اندیشه ی اسطوره ای ایران باستان را تشکیل می داده است. "نظام های ارتباطی نمادین"، فصل سوم کار و در واقع فصل اصلی این پژوهش است. به این معنی که عمده نتایج  پژوهش از لا به لای استدلال های این فصل بیرون می آید. در این فصل با تعاریفی که از نشانه ارائه شده است، چگونگی درک یک اثر هنری در نظامی از نشانه ها مورد بررسی قرار می گیرد. در فصل چهارم «نقوش برجسته ی تخت جمشید» با همین نام مورد بررسی دقیق قرار می گیرند. با شرح خصوصیات موضوعی هر یک از این نقوش، در الگویی پیشنهادی انواع نشانه ها با این نقوش تطبیق       داده شده و بدین ترتیب منشاء مفاهیم بیان شده در این آثار شناخته می شوند.

        باری، به این ترتیب بخش نتیجه گیری از عهده ی پاسخ به پرسش اصلی تحقیق، که همان یافتن منشاء مفاهیم نشانه های نقوش تخت جمشید در اعتقادات دینی و باورهای اسطوره است، بر می آید. علاوه بر این، در نتیجه گیری به شرح مبداء و منشاء مفاهیم هنر ایران باستان و جایگاه آن در زندگی مردم پرداخته می شود ونتایج آنچه در فصول قبل گفته شده است، به اجمال بیان می شود.


 
 
 







Powered by WebGozar